مراد على شمس

241

با علامه در الميزان ( فارسى )

عنوان متصف مىشوند ، مثلا عمل جفت‌گيرى انسان‌ها ، چه در نكاح و چه در زنا يك عمل است ، و از نظر شكل با يكديگر فرقى ندارند ، هردو عمل داراى ثبوت و تحققند ، تنها فرقى كه در آن دو است ، اين است كه اگر به صورت نكاح انجام شود ، موافق دستور خداست ، و چون عمل به صورت زنا انجام گيرد ، فاقد آن موافقت است ، و همچنين قتل نفس حرام ، و قتل نفس در قصاص ، و نيز زدن يتيم از در ستمگرى ، و زدن او از راه تأديب . پس در تمامى گناهان مىتوان گفت : از اين جهت كه گناه است كه فاعل آن در انجام آن ، جهت صلاحى ، و موافقت امرى ، و سود اجتماعى در نظر نگرفته ، به خلاف آنكه همين افعال را به خاطر آن اغراض آورده باشد . پس هرچه هست زير سر فاعل است ، و خود فعل از نظر اينكه موجودى از موجودات است بد نيست ، چون به حكم آيهء « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ، خدا آفريدگار هر چيز هست » « 1 » ، مخلوق خداست ، چون آن نيز چيزيست موجود ، و ثابت ، و مخلوق خدا بد نمىشود « 2 » همچنين كلام امام عليه السّلام كه فرمود : ( هرچيزىكه نام چيز بر آن اطلاق شود ، مخلوق است ، غير از يك چيز آن هم خداست ) تا آخر حديث . « 3 » كه اگر آن آيه و اين روايت را با آيهء : « الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ، آن خدائى كه خلقت هرچيز را نيكو كرد » « 4 » ، ضميمه كنيم ، اين نتيجه را مىگيريم : كه نه تنها گناه بلكه هرچيزى همچنانكه مخلوق است ، بدين جهت كه مخلوق است نيكو

--> ( 1 ) . سورهء زمر ، آيهء 62 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 156 . ( 3 ) . اصول كافى ؛ ج 1 ، ص 82 ، ز 2 . ( 4 ) . سورهء سجده ، آيهء 7 .